تبليغاتX
آواز پر جبرییل
دست نوشته هایی در مورد فرهنگ، هنر و مشکین شهر

سلامی چو بوی خوش آشنایی

بیش از یکسال است که نتوانسته ام وبلاگ را به روز کنم. از این بابت از همه دوستان عذر می خواهم.

اما امروز با عزمی دوباره تصمیم دارم که دوباره شروع کنم.امیدوارم که شما نیز همراهم باشید در این عزم دوباره...

هر هفته روز های شنبه و چهارشنبه به روز خواهم شد. امیدوارم دوباره در کنار هم دردل کنیم و از باید ها و نبایدها و بودو نبود ها صحبت کنیم.

 

 

سبز باشید و پرتوان ...

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 13:0  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

 

 

   چند روز پيش که در مشکين شهر بودم  از طريق يکی از بستگان مطلع شدم که در

 

 يکی از دبيرستان های غيرانتفاعی رشته گرافيک ارائه می شود. اين خبر برای من

 

بسيار مسرت بخش بود. وجود چنين مراکزی در شهرمان برای همه غنيمتی است

 

بخصوص برای کسانی که کارهای فرهنگی می کنند.

 

زمانی بود که ما برای طراحی يک پوسترساده ، بايد به تبريز يا اردبيل می رفتيم،

 

چرا که يک گرافيست در اين شهر نبود. با توجه به سطح فرهنگی شهر و اقبال به

 

کارهای فرهنگی ، به علت پايين بودن سواد بصری و نداشتن اطلاعات گرافيکی

 

بسياری از اين کارها ماندگار نمی شدند. به عنوان مثال نشرياتی که در جاهای

 

مختلف منتشر می شدند از لحاظ محتوا غنی بودند اما از ديدگاه بصری وزيبايي

 

شناسی حرفی برای گفتن نداشتند و هيچگاه زيبا و مانا نبودند. يکی از توجيهاتی

 

که مسولين اين نشريات در جواب اعتراضات ما بيان می کردند، نبود نيروهای

 

بومی متخصص بود.امروز  با تاسيس اين رشته اين مشکل تا حدودی برطرف می

 

شود . من با مشاهده برخی از کارهای يکی از هنرجويان ، به جرات می توانم بگويم

 

در صورت حمايت از آنها در آينده نزديک شاهد ارتقای سطح بينش هنری، سواد

 

بصری و زيبايي شناختی و تحول عظيم در عرصه هنرهای تجسمی شهرمان داشته

 

باشيم.

 

ضمن خسته نباشيد به سرکار خانم مديريت اين مجموعه ( که متاسفانه نام ايشان

 

را فراموش کرده ام، اگر ميدانيد بفرماييد تا اصلاح کنم!) و تشکر از استاد عزيز و

 

ارجمندم جناب آقای رضا صالح زاده ، که هم هنرجويان اين رشته و هم رشته

 

هنرهای تجسمی (کارو دانش ) از ايشان و تبحر ايشان در تدريس طراحی تمجيد می

 

کنند، برای شان سربلندی و سرفرازی آرزو می کنم.

 

در اين راستا چند نکته را به مسولين شهر بخصوص متوليان فرهنگی عرضه می

 

دارم:

 

·        حمايت ، حمايت ، حمايت !!!

 

·    باور کنيد حمايت از اين حرکتها و اين هنرجويان می تواند باقيات الصالحاتی

 

برای شما باشد! و حمايت های امروز شما ، برنامه ای زيربنايی در رشد و

 

تعالی فرهنگ اين خطه هنر خيز خواهد بود.

 

·    همانطور که ميدانيد اينگونه رشته ها بسيار پرهزينه هستند و به شدت

 

نيازمند حمايت، اگر شما در مورد حمايت مادی از دانش آموزان محدوديت هايی

 

داريد ، حداقل از اين مراکز حمايت کنيد.

 

·     تامين برخی کتابهای مرجع ، برگزاری نمايشگاه های مختلف استانی و

 

شهرستانی ، اشتراک نشريات تخصصی، ( شايان ذکر است که اين رشته 3

 

نشريه تخصصی دارد که اشتراک ساليانه آنها بيش از 500000 ريال است!! )

 

·    نشريات شهرستان با دعوت از دانش آموختگان اين هنرستان ، هم مايه

 

تشويق آنها شوند و هم سطح نشريات خود را  بالا ببرند.

 

·    شرکتها و کارخانجات شهر در کارهای تبليغاتی ، حتی بسته بندی محصولات

 

خود از مشاوره آنها استفاده کنند.

 

·    اداره آموزش و پرورش هم در رفع  مشکلات تخصصی و صنفی اساتيد،در

 

تامين اساتيد قوی تر ، کمک بيشتری نمايد ( البته در اين مورد من اطلاعی ندارم

 

و اظهار نظر نمی کنم !!).

 

اميد آنکه دغدغه های همه ما جامه عمل بپوشد و در ترسيم افق روشن  پيش

 

روی شهرمان نقش مثبتی ايفا کند. به اميد آن روز...

 

                                                                                             سبز باشيد و پرتوان

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 0:44  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

 

 

از تو تا دورم...

 

غم كه مي آيد در و ديوار شاعر مي شود

 

در تو زنداني ترين رفتار شاعر مي شود

 

مي نشيني چند تمرين رياضي حل كني

 

خط كش و نقاله و پرگار شاعر مي شود

 

تا چه حد اين حرفها را مي تواني حس كني؟

 

حس كني دارد دلم بسيار شاعر مي شود

 

تا زماني با تو ام انگار شاعر نيستم

 

از تو تا دورم دلم انگار شاعر مي شود!!

 

باز مي پرسي: چطور اينگونه شاعر شد دلت ؟

 

تو دلت را جاي من بگذار‍شاعر مي شود

 

گر چه مي دانم نمي داني چه دارم مي كشم

 

از تو مي گويد دلم هر بار شاعر ميشود!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:48  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

 

با نزديك شدن زمستان پر هياهوي 86 و انتخابات مجلس هشتم ، شور و نشاط ويژه اي در فضاي سياسي كشور و به تبع آن شهرمان احساس مي شود.

اين روزها هركسي كه خوابي رنگين مي بيند يا از شمردن رقم هاي نجومي حسابهاي بانكي خود خسته شده و هرآنكه بوي وكالت از خود استشمام مي كند!! ويا از ديدن چهره خود در مقابل آيينه لذت مي برد!! دست به كار مي شود!!! هرچند در اين ميان هستند انسانهاي شريفي كه دل در گرو آباداني و سربلندي ايران عزيز و شهر دوست داشتني مان دارند و با برنامه هاي مدون و حساب شده وارد كارزار مي شوند.

علي اي حال در مشكين شهر ما هم چهره ها و نامها يي رسما اعلام حضور كرده وارد عرصه شده اند و سعي در جلب آراي مردم دارند و شب و روز در بخش ها و روستاها وعده خدمتگزاري مي دهند!! در فضاي موجود كساني هم هستند كه خودشان اعلام حضور نكرده اند اما حتي نامشان در سرنوشت انتخابات تاثيرگذار است و رقيب فرضي بسياري از كانديداها محسوب مي شوند . حتي بسياري از اين افراد قبل از اعلام حضور به فكر تاكتيكي  براي مبارزه با آنها هستند !!

در اين ميان آقاي فتح الهي جزو آن دسته از كساني است كه در هر دوره انتخاباتي ، تاثير گذار است. در دوره حاضر هم ايشان يكي از كانديداهي احتمالي به شمار مي رفت و رقيب جدي براي همه كانديداها. اما اواخر هفته گذشته پذيرش پست شهرداري منطقه چهار تهران از سوي ايشان خط پاياني بود بر حضور ايشان در انتخابات مجلس هشتم. چرا كه قطعا آقاي قاليباف با موقعيت خاص خود در شهرداري تهران ، مدير سه ماهه براي خود انتخاب نمي كند!!

راستي كسي از كانديداهاي ديگر خبري دارد؟!

منتظر نظرات شما در اين زمينه و موضوعات ديگر مرتبط با شهرمان هستم.

   سبزباشيد و پرتوان    

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:39  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

 

    بعد از مدتها ننوشتن، امروز می خواهم مروری بکنم بر تاريخ، اين روزها در

 

 تقويم تاريخ معاصر مسلمانان روزهای غم باری است، برگ های غم انگيز و تاسف

 

 بار تقويم در فلسطين !!  اصلا ماه مه ميلادی هيچگاه در تاريخ فلسطين خوش يمن

 

 نبوده است. فردا 17 مه ، سالروز طرح تشکيل رژيم صهيونيستی توسط انگليس

 

 است. در مطلب زير نگاهی به اين موضوع خواهم داشت. همراه باشيد :

 

 

     از سده‏هاي گذشته يهوديان در كنار مسيحيان و مسلمانان در سرزمين فلسطين

 

 زندگي مسالمت‏آميزي داشتند. تا آن كه دولت انگليس پس از جنگ جهاني اول، طي

 

 قرارداد استعماري سايكس - پيكو قيموميت فلسطين را به عهده گرفت.

 

دولت انگليس در آستانه جنگ جهاني دوم، با انتشار كتاب سفيد، گام ديگري در راه

 

تشكيل دولت غاصب صهيونيستي برداشت. براساس راه حلي كه در اين كتاب براي

 

 مسئله فلسطين ارائه شده بود، پس از 10 سال دولت مستقل فلسطين با دو مليت

 

يهودي و مسلمان به وجود مي‏آمد. در كتاب سفيد هم‏چنين پيش‏بيني شده بود كه تا سال 1944، صد هزار يهودي ديگر به فلسطين مهاجرت كنند و از آن به بعد،

 

مهاجرت يهوديان با موافقت اعراب باشد. فلسطيني‏ها كه از حمايت لندن از

 

صهيونيست‏ها آگاه بودند، طرح ارائه شده توسط دولت انگليس را كه مقدمه اشغال

 

 كامل فلسطين بود، رد كردند. از طرف ديگر، صهيونيست‏ها نيز كه خواهان ايجاد

 

رژيمي صهيونيستي و نه يهودي و مسلمان در فلسطين بودند، طرح كتاب سفيد را

 

نپذيرفتند و در سال 1942م در كنفرانسي در امريكا و با حمايت اين كشور، رسماً

 

خواستار تشكيل رژيم صهيونيستي در فلسطين شدند.

 

به دنبال توطئه‏هاي بين‏المللي براي اشغال سرزمين فلسطين و تشكيل يك دولت

 

يهودي، سرانجام مجمع عمومي سازمان ملل متحد در 29 نوامبر 1947م پيشنهاد

 

 تقسيم فلسطين را تصويب نمود. از تاريخ تصويب طرح تقسيم فلسطين در مجمع

 

عمومي سازمان ملل متحد تا اعلام تشكيل حكومت اسرائيل كمتر از شش ماه به

 

طول انجاميد. در اين فاصله نيروهاي انگليس كه قيموميت منطقه را برعهده داشتند،

 

 فلسطين را ترك كردند و تشكيلات نظامي يهوديان كه در سال‏هاي جنگ جهاني دوم

 

 و بعد از آن شكل گرفته بود به تدريج جاي آنان را گرفتند. اعراب فلسطين، سازمان

 

 نظامي واحد و متشكلي نداشتند و به همين جهت، با اينكه در اكثريت بودند، در اين

 

 مرحله، بازي را باختند. سرانجام حكومت نژادپرست اسرائيل در14 مه 1948م

 

هم‏زمان با خروج آخرين سربازان انگليسي از فلسطين، پا به عرصه وجود نهاد و

 

رژيم ننگين صهيونيستي در سرزميني غصبي و با حمايت ابرقدرت‏هاي زمان، بر

 

 جهان و منطقه تحميل شد. به دنبال اعلام موجوديت اسرائيل، نيروهاي كشورهاي

 

 عربي متشكل از مصر، سوريه، لبنان و اردن، از جنوب، شمال و شرق وارد

 

سرزمين‏هاي اشغالي فلسطين شدند و به جنگ با نيروهاي مسلح دولت جديد

 

 اسرائيل پرداختند. اسرائيلي‏ها در آن زمان نيروي مجهزي در اختيار نداشتند و

 

 اگر كشورهاي عرب، با هماهنگي و استفاده از تمام امكانات خود وارد ميدان

 

مي‏شدند، شايد دولت اسرائيل در نطفه خفه مي‏شد، ولي كشورهاي عرب فقط

 

 قسمتي از نيروي خود را براي باز پس گرفتن فلسطين به كار گرفتند و عدم

 

هماهنگي بين آن‏ها موجب شد اسرائيلي‏ها فرصت پيدا كنند و به تدريج، نيروهاي

 

 خود را تجهيز كرده و با حملات موضعي، قواي اعراب را تحليل برده و عقب برانند.

 

 در اين ميان، تنها نيروهاي اردني قسمتي از خاك فلسطين را در ساحل غربي رود

 

اردن به تصرف خود درآوردند و قسمت قديمي شهر بيت‏المقدس را تصرّف كردند.

 

پس از مدتي، سازمان ملل متحد تحت فشار امريكا، از ژانويه 1949م براي اعلام

 

آتش بس و ترك مخاصمه بين اعراب و اسرائيل وارد ميدان شد و كشورهاي عرب

 

را وادار به امضاي قرارداد ترك مخاصمه با اسرائيل نمود. امضاي اين قراردادها هر

 

 چند متضمّن شناسايى اسرائيل از طرف كشورهاي امضا كننده نبود، با اين حال

 

موقعيت رژيم صهيونيستي را تثبيت كرد و موجبات پذيرفته شدن اين دولت

 

غصبي به سازمان ملل در يازدهم مه 1949م و شناسايى آن از طرف اكثريت

 

اعضاي اين سازمان را فراهم ساخت. رژيم صهيونيستي در جريان اولين جنگ

 

 اعراب و اسرائيل، علاوه بر حدود تعيين شده در طرح تقسيم فلسطين، بيش از

 

 شش هزار كيلومتر مربع از سرزمين‏هايى را كه براي دولت عربي فلسطين در نظر

 

 گرفته شده بود اشغال كردند، به طوري كه هنگام پذيرفته شدن رژيم صهيونيستي

 

 به عضويت سازمان ملل، اين رژيم به جاي 57 درصد پيش‏بيني شده در طرح، بيش

 

 از 77 درصد اراضي فلسطين را در تصرف خود داشت. اين غده سرطاني در سال‏ها

 

 و دهه‏هاي بعد، با كشتار و آواره ساختن فلسطينيان، حضور نامشروع خود را

 

 ادامه داد و با حمايت قدرت‏هاي بزرگ سعي در اشغال هرچه بيشتر مناطق

 

فلسطيني دارد كه در اين ميان از هرگونه جنايت و آدم‏كشي دريغ نمي‏كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:52  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

 

 

با سلام خدمت دوستان عزيز

 

از اينکه چند روزی نتونستم بيام معذرت می خواهم. راستش من

 

اين هفته رو در همدان هستم . اگر اخبار فرهنگی و سينمايی رو

 

 

پيگيری کنيد حتما می دونيد که بيست و يکمين جشنواره بين

 

المللی فيلم کودک و نوجوان امسال در همدان برگزار می شود. من

 

هم بنا به دعوت دبير محترم جشنواره جناب آقای رضاداد اين

 

هفته رو مهمون جشنواره هستم.حتما در پست های بعدی گزارش

 

مفصلی از اين جشنواره و شهر همدان و حاشيه هاش براتون

 

خواهم نوشت.

 

 

ولی حالا يک خبربشنويد !!

 

يک خبرساز مشکين شهری در همدان !!!

 

 

از ديروز 11/2/86 يکی از همشهريان ما تبديل شده به تيتر اول

 

روزنامه های محلی!! تيتر روزنامه پيام همدان را ببينيد :

 

« شهردار همدان از تبريز می آيد»

 

حتما شما هم حدس زديد که اين خبر در مورد کيست!! بله اين خبر

 

در مورد جناب آقای عبادالله فتح اللهی است. وی گزينه اصلی

 

شهرداری همدان است . اما جالب تر آنکه بدانيد او برای شهرداری

 

قم هم جزو گزينه های اصلی است !! که من حس می کنم احتمال

 

شهرداری قم قوی تر است !!حالا بايد چند هفته ای منتظر بود تا

 

تکليف مشخص شود. من فکر ميکنم امسال سال سختی در تصميم

 

گيری برای آقای فتح اللهی باشد، موقعيت خاص شهر قم که کار

 

کردن در آن، شرايط خاص خودش را دارد و همچنين در پيش

 

بودن انتخابات مجلس.

 

 حتما می دانيد که در حال حاضر ايشان رقيب اصلی آقای ملکی

 

محسوب می شوند. هرچند ايشان نه بطور رسمی و نه بطور غير

 

رسمی اعلام آمادگی نکرده اند (يا حداقل به گوش من نرسيده

 

است.) اما ليدر های جناح های مختلف در مشکين شهر را سخت به

 

فکر فرو برده است و ....

 

 

به هر حال بعنوان يک فرزند مشکين شهری برای ايشان و همه

 

فرزندان مشکين شهر عزيز در هر کجای دنيا آرزوی موفقيت می

 

کنم . شما دوستان هم اگر خبری از همشهری های ديگر داريد حتما

 

بنويسيد تا حداقل از اين طريق اطلاع رسانی شود.

 

ببخشيد که بيشتر از اين نمی توانم بنويسم ، اينجا خبرنگار

 

خبرگزاری فارس بد جور نگاهم می کند. حق هم با آنهاست چون

 

اين چند کامپيوتر برای خبرنگاران است.

 

 

سبز باشيد و پرتوان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:28  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

 

دوست عزيزم جناب آقاي حبيبي عزيز

 

من به شما ، جعفر عزيز و پدر بزرگوارتان ارادت قلبي كامل دارم و هميشه دورادور جوياي احوال و برنامه هاي تان بوده ام. ( اين در جواب اولين نظر حضرتعالي !!) و در مورد نظرات شما در مورد نقدي بر فيلم 300 ، مطالبي را به عرض تان مي رسانم :

 

·   ، بابت مشكلات نگارشي ضمن عذرخواهي،بايد عرض كنم كه اين مطالب چكيده سخنراني يكساعته بنده در يكي از مراكز بود كه مجبور بودم در وبلاگ آن را  خلاصه كنم و همچنين ضيق وقت  و عجله اي كه براي رساندن مطلب داشتم دليل بروزاين  مشكلات شده كه از همه خوانندگان عزيز دوباره معذرت خواهي مي كنم.

 

·   توليد فيلم 300 و برنامه هايي از اين دست ، فراينده پيچيده اي است كه شكافتن آن مجال زيادي را مي طلبد و من نگاهي گذرا به آن داشتم . من در مطالبم به بحث هاليوود و تسلط  صهيونيست بر آن و همچنين كاربرد تبليغاتي اين برنامه ها توسط آمريكاييها اصلا نپرداخته ام كه در مجال ديگر اگر عمري باقي بود و توفيقي رفيق راه و همراهي دوستان خوبي مثل شما به آن هم خواهم پرداخت.

 

·   آقاي حبيبي ! بله اين فيلم اصلا ارزش نقد ندارد! چنانچه من برخلاف تمام قواعد متعارف نقد فيلم حتي يك جمله در مورد خود فيلم نگفته ام. چون هيچ ارزش هنري ندارد. چنانچه مي بينيد حتي يك بازيگر معروف در اين فيلم به ايفاي نقش نپرداخته است ! من در مطالبم فقط به محتوا و تبعات و علل توليد اين فيلم پرداخته ام  و وارد مباحث فرمي نشده ام.

 

·   اما در مورد نظرتان در مورد اين فيلم كه تقابل دولت وملت را از اهداف سازندگان اين  فيلم شمرده ايد و آنان را در اين راه موفق دانسته، اشاره كرده ايد به سخنراني رييس جمهور محترم. بايد بگويم من مخالف اين نظر شما هستم !! آنان در همان پروژه خليج عربي هم با اين فكر وارد عرصه شده بودند، اما همانجا دريافتند كه اين كار باعث اتحاد و انسجام بيش از پيش ايرانيان اعم از طرفداران نظام و اپوزيسيون هاي خارج از كشور مي شود. در مورد فيلم 300 هم چنين بود آنان نه تنها در اين امر موفق نشدند بلكه شكست ديگري را تجربه كردند. صحبت هاي آقاي احمدي نژاد در تخت جمشيد علاوه بر بحث  اتحاد ملي، بيشتر بخاطر حل مشكل آبگيري سد سيوند بود. تصور نمي كنم  نشانه پيروزي آمريكايي ها  در اهداف شان تلقي شود. اما درست است كه  احمدي نژاد اولين رييس جمهوري نبود كه به تخت جمشيد رفته بود اما اولين آنها بود كه اين چنين در مورد تاريخ باستا ن سخن به ميان آورده بود .

 

·   در مورد نظرتان در مورد تلويزيون ايران بابت پخش بعضي فيلم ها هم بايد بصورت دقيق و كارشناسي به بحث بپردازيم. من هم در مورد برخي فيلم ها با شما موافقم اما براي اينكه از نظرات خود سياستگذاران اين بخش هم مطلع شويم، سعي مي كنم در هفته آينده با مسول  تامين برنامه شبكه 3 كه مسوول خريد فيلم هاي خارجي و پخش آتها از شبكه 3 بخصوص برنامه صد فيلم  و همچنين‌ از دوستان بنده هستند مصاحبه اي  ترتيب دهم و بعد از شنيدن نظرات آنان با همراهي شما دوستان به نقد و بررسي اين مقوله بپردازيم. در اين صورت عادلانه نظر داده ايم . شايد نظريات ما را هگشاي آنان هم باشد.

 

·   در پايان دوباره از حسن نظر حضرتعالي به بنده و حضورتان در وبلاگ سپاسگزارم. ضمنا وبلاگ زيبايي داريد هرچند احساس مي كنم خيلي تخصصي به مباحث می پردازید  كه حتما به خاطر تخصص شما در تاريخ اسلام است. به هر حال اميدوارم هميشه تحت توجهات مولا باشيد.

 

سبز باشيد و پرتوان    

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:10  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

 

 

به بهانه فیلم ۳۰۰

 

1.     من از شنيدن خبر توليد فيلم 300 كه فيلمي بر عليه تاريخ ايران است خوشحال شدم !!اصلا من وقتي شنيدم بعضي از موسسات از كلمه مجعول خليج عربي به جاي خليج هميشه فارس استفاده كردند خوشحال شدم!! اصلا جايي كه بايد منتظر باشيم كسي بر عليه ما كاري بكند تا ما به خود آمده ، اقدامي بكنيم بايد خوشحال بود!!اصلا به نظر شما تا قبل از پخش فيلم 300 ، چند جوان ايراني از تاريخ تمدن خود و از نياكان و گذشتگان خود آگاهي داشتند؟ يا چند نفر در مورد  نبرد متروپيل مطالعه داشتند؟ بدون ترديد فردا روزي هم تمام تاريخ  ما، تاريخ اسلام، تاريخ ايران ، وتاريخ آذربايجان عزيز ما را به زير سوال خواهند برد و جوان از همه جا و از گذشته خود بي خبر ما، خيلي از اين دروغ هاي تاريخي را باور خواهد داشت!!

 

2.     در حافظه تاريخي دنيا ، ايران كشوري صاحب تمدن و تفكر است .كساني چون كورش و زرتشت وجود دارند كه پيام آور صلح و دوستي اند، حتي بنا بر برخي ديدگا هها هر دو از انبيا بوده اند. تا آنجا كه همين خشايارشا دستور داد تنديس فرمانده اسپارت ها را كه در اين جنگ به دفاع از وطن خود پرداخته بود، بسازند ودر ورودي شهر نصب كنند!!.

 

 

3.     ايران داراي تمدني بزرگ است، فرهنگي غني در دل خود دارد. هيچگاه فرهنگ مهاجم را نپذيرفته است. بر خلاف آنها كه پس از  پيروزي و غلبه بر ايرانيان  در فرهنگ ايراني هضم شدند. جنگ هاي زيادي بر عليه ايراني ها صورت گرفته است كه در بعضي از آنها هم ايراني ها شكست خورده اند اما اين شكست هچگاه باعث نشده كه در فرهنگ آنها محو شوند. مثلا در جنگ مغول ها آنها  بودند كه در فرهنگ ايراني هضم شدند. نگاهي به تاريخ آن زمان و تاثير ايراني ها بر مغول ها مويد اين مساله است. يا زماني كه اعراب به ايران حمله كردند، ايرانيان اسلام را كه مقوله اي فرهنگي و چشم اندازي زيبا به سوي سعادت و پيشرفت را داشت، پذيرفتند اما هيچگاه فرهنگ و تمدن عربي  در ايران جايگاهي پيدا نكرد و در سرزمين ايران تمدن اسلامي شكل گرفت نه تمدن عربي ، بر خلاف اندلس.

 

4.     تمدن غربيها از اسكندر شروع مي شود حال آنكه اگر حمله او به تخت جمشيد رابپذيريم (كه جاي شبهه است) ، در مي يابيم كه ما قرنها قبل از آنها داراي تمدن و قا نون و شهرنشيني بوده ايم.!!

 

 

5.     امروز ايران عزيز ما صدايي است متفاوت با همه صداهاي موجود دنيا، ديدگاه و صداي جديدي است. ايران يك تفكر جهاني است و مركز ثقل تشيع عرفاني. غرب و در راس آن آمريكا و تئوريسين ها و خرد هاي مركزي آنان از اين مي ترسند.

      سيطره اين تشيع عرفاني اقوام مختلف ، عراق، شرق تركيه، حاشيه خليج فارس و ... را در بر ميگيرد. با توجه به اين مبنا غرب تمام قد در مقابل شرق ايستاده است.

 

6.     در اين ميان حتي روسيه ، رويكرد جديدي براي تعامل با شرق آغاز كرده است چرا كه هروقت به غربي ها اعتماد كرده آنها از پشت خنجر زده اند. نمونه اين برخوردها را در انقلاب هاي مخملين در كشور هاي تازه استقلال يافته مي بينيد. حتي روسيه براي ارتباط و همكاري با چين هم اقدام كرده در صورتي كه تاريخ هيچ وقت اختلافات آنان در زمان استالين را فراموش نخواهد كرد كه ناشي از اختلاف دو ديدگاه مائويسم و كمونيسم بود. خود چين هم به شرق و بازار آن مي انديشد به نحوي كه تصميم دارد جاده ابريشم را دوباره با اتوبان كشي احيا كند. به هر تقدير نقش شرق و بخصوص ايران براي غربي ها مهم و غير قابل تحمل است.

 

 

7.     حال آمريكا در خاور ميانه  به نفس هاي آخر خود رسيده است، بخصوص در عراق در باتلاق عميقي گير افتاده است. اگر بودجه جنگ و نيروهاي اشغالگرش را افزايش دهد مخالفت هاي داخلي و همچنين تبعات منفي همچون افزايش تورم را در پي خواهد داشت.

 

8.     حال در اين فرايند پيچيده مي رسيم به نقش رسانه در اين پروسه؛ مردم غرب بخصوص آمريكا از ايران درك درستي ندارند و ما هم در رسانه هاي آنها در بايكوت شديدي قرار داريم و هيچ خبر مثبتي در آنها منعكس نمي شود!! پس تحريف تاريخ مي تواند عامل مهمي در راستاي معرفي ايران به عنوان محور شرارت قرار گيرد تا با نشان دادن پيشينه اي خشونت بار با عث تنفر و انزجار عمومي از ايران شوند. در اين راستا ابتدا با فيلم اسكندر شروع كردند كه موفقيت مورد انتظار را به دست نياورد و در مرحله بعد با فيلم ضعيف ( زير متوسط) 300 وارد كارزار شده اند.

 

 

9.     با توجه به اينكه سياه پوستان در جامعه آمريكايي شهروند درجه دو محسوب مي شوند و نوعي خصومت  با آنها دارند و همچنين سياهان را انسانهايي عقب مانده فرض ميكنند، در اين فيلم هم ايراني ها را انسانهايي سياه، وحشي و لا ابالي طبق كليشه هاي منفي خود مطرح كرده اند!! با آن طرز لباس هاي زشت و منزجر كننده!! ، در صورتي كه اگر به تاريخ باستان مراجعه كنيد در مي يابيد كه ايراني ها پوشش هاي فاخري داشته اند بطوري كه اكثر پادشاهان آنزمان به يكديگر لباس ايراني هديه مي كردند !!

 

10.    به هرحال ژنرال به نفس هاي آخر خود رسيده است !! در اين نبرد و جنگ فرهنگي كم آورده ومبرهن است كه  هر كسي در دعوا به آخر خط رسيده باشد شروع به فحاشي مي كند و فيلم 300 يعني فحاشي در آخر خط!!!

 

 

 

منتظر نظرات شما در اين زمينه هستم.

سبز باشيد و پرتوان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:57  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

 

امامزاده چشمش !! 

    

        ديشب (جمعه شب) برنامه تلويزيونی صندلی داغ را ديدم. اين برنامه و مهمان آن، باعث شد يعنی مجبورم کرد چند جمله ای بنويسم. هرچند قول داده بودم در مورد فيلم 300 بنويسم، که حتما فردا ارايه خواهم کرد .

مهمان اين برنامه (که ظاهرا تکرار بود وقبل از عيد هم پخش شده بود.) حجت الاسلام والمسلمين دکتر مهدوی کياسری بودکه جانباز بود و دو چشم خود را در دفاع مقدس به دست آورده بود!! (من معتقدم شهدا را از دست نداده ايم بلکه آنان را به دست آورده ايم!! و جانبازان عزيز عضوی را از دست نداده اند بلکه آن را به دست آورده اند، تا روزی به کارشان بيايد!!)

نمی دانم رمان «کوری» اثر «ژوزه ساراماگو» (برنده جايزه نوبل ادبيات 1998) را خوانده ايد يا نه؟ (پيشنهاد می کنم حتما بخوانيد. دوستان آشنا می توانند از خودم امانت بگيرند و بخوانند.)

 ژوزه ساراماگو در رمان خود کابوسی هولناک را باز می آفريند. جامعه شهری پيشرفته ای با همه امکانات بواسطه يک گونه کوری مسری، ناگهان به بربريت باز می گردند و کل ساختار زندگی جمعی به انحطاط کشيده می شود. رشته های الفت و تعهد از هم می گسلد و يکی يکی از بين می رود.

اين رمان عميق و تکان دهنده، در عين حالی که کاملا خيالی به نظر می رسد، تصويری هولناک از واقعيت است.

هر چند موضوع اين رمان به نوعی در اين روزگار ماشينی ما در حال اتفاق است امااز ديگر سو وقتی به رمان و شخصيت های آن فکر مي کني وحشت و نااميدی سراسر وجودت را فرا می گيرد و کوری و نابينايی را  مصيبتي عظيم تصور می کني.

اما با ديدن شير مردان ميدان کارزار، تلاش و استقامت و به دنبال آن پيشرفت آنان در ميابی، کوری و نابينايی گاهی پله ای مي شود برای رسيدن به زلال آبی آسمان، گامی در راه رسيدن به غايت جمال و زيبايی و پلی به سمت ديدن هر آنچه ناديدنی است!! وچشمان ما نامحرم آن!! چرا که آنان غير از زيبايی چيز ديگری نمی بينند «ما رايت الا جميلا»و چشمهای آلوده ما را اجازتی نيست برای ديدن زيبايی!!

دلش دريچه ی سبزی به سمت دريا بود

در امتدادنگاهش بهار پيدا بود

زمين به عادت لبهای او ارادت داشت

صدای روشنش آغاز اطلسی ها بود

چقدر ساده به ديدار لاله ها می رفت

و غنچه غنچه غزل  بر لبش شکوفا بود

حضور آبی آيينه ها تماشا داشت

امامزاده چشمش هميشه غوغا بود

تمام غربت يک شهر را به دوش کشيد

فقط شبيه خودش مرد بود آقا بود ...

سبز باشيد و پرتوان

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:52  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 

توتوموز

ياشيل ساچلی توتوموز

دوواردان بويلانيب

سن ياتان اوتاغين

ايچينه باخدی.

سيزين حيطدن بويلانان آلما آغاجی

بيزيم توتون اياغينا

به ی کيمی

بير قيرميزی آلما آتدی.

گولوشدولر

گوروشدولر

امما...

بيز گوروشنمه ديک

قارا طالعيميز

دووارلاری بيزدن

اوجا تيکميشدير...

 

اين هم شعری بود از شاعر آذربايجان (( باريشماز ))

 

در پست بعدی نقدی خواهم داشت بر فيلم 300 ، که اين روزها  در محافل مختلف فرهنگی و هنری بحث های زيادی را مطرح کرده است. اميدوارم مورد توجه شما هم قرار گيرد.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 22:43  توسط جبرییل نجفی ایواتلو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
جبرییل نجفی ایواتلو
متولد بهمن ماه 57 , فوق لیسانس ارتباطات
فعلا !!! تهیه کننده تلویزیون در تبریز
کافیه یا بازم بگم !!؟
این وبلاگ هم بهانه است!
روز اول که به استاد سپردند مرا
دیگران را خرد آموخت مرا مجنون کرد !!

نوشته های پیشین
خرداد 1387
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان